راز شیطانی ماموریت های شوهرم با خانم منشی را دیر فهمیدم !

راز شیطانی ماموریت های شوهرم با خانم منشی را دیر فهمیدم !

دیگر در چشمانش برق عشق را نمی دیدم. همه احساس و علاقه ام به نفرت تبدیل شده بود. دیگر قلب ام به خاطر او نمی تپید به طوری که گویی احساسم نسبت به او مرده بود. باورم نمی شد امروز آن همه عشق و علاقه، به شعله های سرکش نفرت تبدیل شده است دیگر نمی …

ارسال ديدگاه

رایانامه شما هرگز منتشر نمی‌شود و با دیگران به اشتراک گذاشته نخواهد شد. فیلدهای ضروری با * علامت‌گذاری شده‌اند.

می‌توانید از این برچسب‌ها و ویژگی‌های HTML استفاده کنید. <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

*
*